کد خبر:108602
پ

آخرین سال تحصیلی قرن

سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ به عنوان آخرین سال تحصیلی قرن شاهد بروز وقایع و رخدادهایی است که ‏بیش از پیش نیازمند تأمل، بازاندیشی و بازنگری است.

خبرگزاری مهر _گروه جامعه: سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ به عنوان آخرین سال تحصیلی قرن شاهد بروز وقایع و رخدادهایی است که ‏بیش از پیش نیازمند تأمل، بازاندیشی و بازنگری است. یکی از این وقایع که پس از سال‌ها تلاش، بررسی، ‏بحث و مناظره به وقوع پیوست، بازگشایی مدارس قبل از مهرماه است. بالاخره بعد از مدتها تابوی ‏بازگشایی مدارس قبل از مهرماه شکسته شد. مدت مدیدی است که اندیشمندان حوزه نظر و عملِ تعلیم و ‏تربیت، بر بازگشایی سال تحصیلی پیش از موعد رسمی یعنی مهرماه توصیه مؤکد دارند ولی هر بار بنا به ‏دلایلی این امر محقق نمی‌شد. نکته باریک و ظریف مستتر در آغاز سال تحصیلی زودتر از موعد مهرماه، این است که سیستم اداری و نظام آموزشی ما از وجود تعطیلات وافر در تقویم رسمی رنج می‌برد؛ مضافاً اینکه ‏تقویم آموزشی ما هم تقریباً از اواخر فصل بهار تا اوایل فصل پاییز تعطیل می‌باشد و این تعطیلات بیش از ‏حد و غیر معمول (بیش از سه ماه) باعث وارد آمدن خسارت جبران ناپذیری بر بدنۀ نظام آموزشی شده و ‏هیچ توجیه علمی، تجربی و فرهنگی ندارد. چرا که با تعطیلی مستمر و مداوم بیش از سه ماه شیرازه آموخته‌های دانش آموزان در طول ۹ ماه تحصیلی از هم پاشیده می‌شود. این در حالی است که اکثریت ‏قریب به اتفاق علمای تعلیم و تربیت بر مداوم و مستمر بودن آموزش متعلمان تأکید داشته و هرگونه ‏گسستگی و ایجاد شکاف زمانی در فرایند تعلیم و تربیت را نفی می‌کنند. جا دارد دست اندرکاران امر خطیر ‏‏ تعلیم و تربیت از تجربه امسال برای انتقال زمان بازگشایی مدارس از مهرماه، به ماه‌های قبل از آن تدابیری ‏بیندیشند.‏

همچنین بخوانید  عملکرد دولت، صدای نماینده اصلاح‌طلب مجلس دهم راهم درآورد / از دولت برای عدم اجرای قانون تسهیل ازدواج شکایت کردیم اما دستگاه قضا جوابی نداد!

اما آنچه آخرین سال تحصیلی قرن یعنی سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۴۰۰ را متفاوت و متفارق از سال‌های ‏گذشته می‌نماید مواجۀ آن با پدیده جهانی به نام کرونا ویروس یا کووید ۱۹ می‌باشد که به جرأت می‌توان ‏گفت تمام کشورهای جهان در ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و… درگیر این ویروس منحوس ‏بوده و از ابعاد مختلف متحمل خسران شده‌اند و هر کشوری بنا بر مقتضیات خود و با بهره‌گیری از نخبگان و ‏اندیشمندان خود تدابیری را در حوزه‌های مختلف اندیشیده و آن را به کار می‌بندد. کشور ما هم یعنی ایران ‏عزیز از این ویروس منحوس در امان نبوده و در زمان تقریر این سیاهه توسط نگارنده بیش از ۲۶ هزار نفر از ‏هم وطنان عزیز ما بواسطه درگیری با کرونا ویروس جان خود را از دست داده‌اند. نکته قابل تأمل و تدبر در ‏بحث کرونا ویروس نحوه مواجهه و تصمیم گیری برای مقابله با این ویروس در ابعاد مختلف می‌باشد تا بتوان صدمات ناشی از آن را به حداقل رساند. متأسفانه در شرایط کنونی کشور، شاهد بی تدبیری و تصمیمات ‏ناگهانی در حوزه‌های مختلف می‌باشیم. حداقل در حوزه نظام آموزشی که نگارنده خود از نزدیک شاهد این تصمیمات ناگهانی و بی تدبیری‌ها می‌باشد که ذیلاً به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌شود: ‏

در حالی که از چندین ماه قبل، حتی قبل از اتمام سال تحصیلی گذشته مسئولین ذیربط تأکید بر حضور دانش ‏آموزان مناطق مختلف به شیوه‌های متفاوت در مرکز استان‌ها و شهرستان‌های تابعه تأکید داشتند و اصرار بر ‏این بود که یک نسخه واحد برای کل کشور پیچیده نشود بطوری که در مراکز آموزشیِ استان‌ها، شهرستان‌ها و ‏مناطقِ درگیر در وضعیت قرمز آغاز سال تحصیلی و آموزش دانش آموزان کاملاً به صورت غیر حضوری و ‏مجازی صورت بگیرد. در استان‌ها، شهرستان‌ها و مناطقِ درگیر در وضعیت نارنجی یا به اصطلاح زرد، آغاز و ‏ادامه سال تحصیلی به صورت ترکیبی و به صورت زوج و فرد صورت گیرد و نهایتاً در استان‌ها، شهرستان‌ها و ‏مناطقِ سفید که عمدتاً مناطق روستایی و مدارس و مراکز کم جمعیت می‌باشند آموزش به صورت روال ‏عادی و به اصطلاح کما فی السابق حضوری صورت بگیرد. اما در مقام اجرا و عمل اتفاق دیگری رخ داد. تنها ‏دو روز قبل از بازگشایی رسمی مدارس یعنی در روز ۱۳ شهریورماه طی بخشنامه‌ای از سوی وزارت آموزش و ‏پرورش به ادارات کل آموزش و پرورش استان‌ها اعلام می‌شود که همه دانش آموزان به صورت زوج و فرد و ‏ترکیبی یعنی شرایط مصوب در وضعیت نارنجی باید در مدارس حضور پیدا کنند. در حالی که مسئولین ‏بهداشتی و سایر مسئولین ناظر و علمای تعلیم و تربیت نگرانی خود را از حضور فیزیکی دانش آموزان در ‏مدارس اعلام کرده بودند ولی هیچ توجهی به نظرات کارشناسی متخصصان امر من جمله معلمان که در واقع ‏سنگربانان و سنگرداران عرصه تعلیم و تربیت می‌باشند نشد؛ حتی کار به جایی رسید که وزیر محترم ‏آموزش و پرورش در یک برنامه تلویزیونی در پاسخ به سوال مجری برنامه که از ایشان پرسید: «آیا در مورد ‏بازگشایی مدارس از معلمان نظر مشورتی اخذ شده است؟» جناب وزیر در نهایت آرامش پاسخ فرمودند: «‏نیازی به مشورت با معلمان نیست!» حال سوال از جناب وزیر این است که شما از چه کسی باید رأی ‏مشورتی بگیرید تا به اندازه نظر مشورتی معلم کارساز و اثر گذار باشد؟ و صد البته که اگر در نظام آموزشی ‏ما از معلمان نظر مشورتی اخذ می‌شد قطع و یقین اوضاع کنونی آموزش و پرورش ما اینگونه نبود.

همچنین بخوانید  زاکانی راه خود را از ذوالنوری جدا کرد؟ /طرح استیضاح روحانی، ضدامنیتی بود و می توانست منجر به آشوب شود

اگر ‏نخبگان آموزش و پرورش که همان دکتر معلمان هستند در تصمیم گیریها و تصمیم سازی ها ‏مشارکت داشتند ما شاهد تصمیمات ناگهانی و یک شبه در سطح کلان و خرد آموزش و پرورش ‏نبودیم! بعید به نظر می‌رسد که سازمان و ارگانی در کشور و یا حتی در کل دنیا پیدا شود که اینگونه نیروی ‏انسانی و سرمایه انسانی خود را کم ارزش و بی مقدار جلوه دهد. اینکه کشور عزیز ما از تصمیمات ناگهانی و ‏بدون پشتوانه علمی و پژوهشی سالیان سال هست که متحمل خسارات سنگین و غیر قابل جبران می‌شود ‏هیچ شکی نیست، اما نکته باریک‌تر از مو در این میان، عدم کسب تجربه مسئولین از وقایع و رخدادهای تلخ ‏گذشته و همچنین هنجار شکنی ناشی از صراحت لهجه در بی مقدار شمردن نیروی انسانی نزدیک به یک ‏میلیونی یک سازمان عریض و طویل به نام آموزش و پرورش می‌باشد که در نوع خود کم سابقه می‌باشد. تا ‏کنون سابقه نداشته که وزیری در وزارت آموزش و پرورش تا این حد معلمان را بی مقدار و نالایق جلوه دهد.‏

آخرین سال تحصیلی قرن در حالی شروع شد که طبق سنت دیرین، هر ساله آغاز سال تحصیلی با نواختن ‏زنگ شروع سال تحصیلی با حضور رئیس محترم دولت و یا حداقل با پیام ایشان و طرح پرسش مهر صورت می‌گرفت؛ اما امسال این امر مهم به صورت غیر حضوری و مجازی برگزار شد و رئیس محترم دولت اعلام ‏کردند که ستاد مبارزه با کرونا اجازه حضور ایشان در این مراسم را صادر نکردند تا ایشان حتی به صورت ‏نمادین و حضوری و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی در یکی از مدارس کم جمعیت تهران حاضر شده و زنگ ‏آغاز سال تحصیلی را به صدا در آورند. سوالی که بجاست به ذهن هر مخاطب، خواننده و شنونده‌ای خطور ‏کند این است که مگر ارزش ذاتی و واقعی انسان‌ها به جایگاه کاذب اجرایی و مناصب زودگذر سیاسی است که ‏ستاد مبارزه با کرونا برای قریب به یک میلیون نفر معلم و ۱۴ میلیون نفر دانش‌آموز و اولیای دانش آموزان که به یک معنا کل جمعیت یک کشور را شامل می‌شود اجازه حضور در مدرسه و سایر فعالیت‌های شغلی و ‏اجتماعی را می‌دهد اما برای یک فرد این اجازه صادر نمی‌شود.

همچنین بخوانید  نرخ هر کیلو شقه گوسفندی به ۱۳۵ هزار تومان رسید/ کمبود دام علت اصلی گرانی گوشت

جناب رئیس محترم دولت، مگر شما بارها از ‏طریق تریبون‌های رسمی و غیر رسمی اعلام نکردید که اگر هم وطنان ما فاصله اجتماعی و پروتکل‌های ‏بهداشتی را رعایت بکنند هیچ خطری متوجه آنها نیست! آیا فکر نمی‌کنید مصداق واقعی آیه شریفه ۲ در ‏سوره مبارکه صف می‌باشید که می‌فرماید «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ». مگر نه اینکه خدای متعال در کتاب ‏هدایتگر خود در آیه شریفه ۱۳ سوره مبارکه حجرات می‌فرمایند: «إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم»! آیا سزاوار است ملتی که انقلاب کرده و هزاران شهید و جانباز تقدیم انقلاب عظیم الشأن و الهی کرده شاهد اینگونه رفتارهای متناقض از سوی مسئولین خود باشند؟ اگر شرایط برای حضور فراهم نیست برای هیچکس نباید ‏این حضور اتفاق بیفتد و اگر بنا بر مصلحت و یا هر علتی دیگر باید حضور یافت، شما باید به عنوان رئیس امور ‏اجرایی کشور اولین نفری باشید که حضور پیدا می‌کنید. این چه ادبیات و منطقی است که ستاد مبارزه با ‏کرونا اجازه حضور یک نفر در مدرسه را برای مدت زمانی کوتاه و برای نواختن زنگ آغاز سال تحصیلی صادر ‏نمی کند اما برای نزدیک به یک میلیون نفر معلم و ۱۴ میلیون نفر دانش‌آموز این اجازه صادر می‌شود! اگر ‏ستاد مبارزه با کرونا برای روسایِ قوا، تصمیم گیری می‌کند چرا رؤسای محترم قوای دیگر مثل رئیس ‏محترم قوه مقننه و رئیس محترم قوه قضائیه به فعالیت عادی و جاری خود ادامه می‌دهند؟ آیا ایشان مصون ‏از کرونا هستند و یا اینکه ستاد مبارزه با کرونا فقط برای رئیس محترم دولت تصمیم گیری می‌کند؟ اگر هم ‏این عدم حضور به علت بیماری‌های زمینه‌ای است باید این مسئله به طور شفاف با مردم در میان گذاشته ‏شود تا خدای نکرده اعتماد مردم به نظام که سرمایه اصلی انقلاب و نظام هست خدشه دار نشود.

همچنین بخوانید  ویروس کرونا باعث بالا رفتن قیمت طلا شد

آخرین سال ‏تحصیلی هم با اما و اگرهایی شروع شده است. امیدواریم دانش آموزان عزیز ما که هر یک امید یک خانواده و ‏آینده ساز کشور عزیزمان ایران هستند بتوانند با حضوری مؤثر و فعال آینده‌ای را برای این کشور رقم بزنند که سرآمد حداقل کشورهای غرب آسیا باشد. واقعیت این است که ما در حوزه آموزش و پرورش دارای کاستی‌ها و نقایص بنیادی هستیم که عدم ثبات مدیریت در آموزش و پرورش (۵/۲ سال عمر هر وزیر بعد از ‏انقلاب اسلامی) و عدم بهره‌گیری از نیروی انسانی نخبه و تحصیل کرده (دکترمعلمین) به این امر نیز دامن ‏می زند. ‏

علی احمدی؛ دانش آموخته دکترای تعلیم و تربیت ‏
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید