کد خبر:13718
پ

جملات زیبا و کوتاه درباره کلاغ

جملات زیبا و کوتاه درباره کلاغ کلاغ نه خوش صداست، نه قیافه ای داره، نه کسی ازش خوشش میاد و نه آن چنان ته به دل خیلی از آدماست اما با این حال اگه یک روز توی کوچه و خیابونا نباشه، اگه یک روز توی پارک ها نباشه، همه جا غرق در سکوت محض میشه، […]

جملات زیبا و کوتاه درباره کلاغ

کلاغ نه خوش صداست، نه قیافه ای داره، نه کسی ازش خوشش میاد و نه آن چنان ته به دل خیلی از آدماست اما با این حال اگه یک روز توی کوچه و خیابونا نباشه، اگه یک روز توی پارک ها نباشه، همه جا غرق در سکوت محض میشه، سکوتی که آزاردهنده هست. مراقب باش آدمای زندگیت برات مثل کلاغ نباشن.

در ادامه این مطلب متن ها و جملاتی زیبا و خاص درباره کلاغ آورده ایم که به شما پیشنهاد میکنیم اگر به دنبال جملاتی درباره این پرنده هستید، در این مطلب ما را همراهی نمایید.

متن کوتاه و قشنگ درباره کلاغ

متن برای کلاغ

حس میکنم توی زندگیم مثال همون کلاغیم که بین پرنده ها به عنوان زشت ترین پرنده شناخته میشه. حس میکنم همون کلاغ سیاهیم که هیچ کسی نمیخوادش، هیچکسی طرفش نمیاد، همه ازش نفرت دارن و حتی اگه بتونن سمتش سنگ پرت میکنه که دیگه اطرافشونم نباشه. اما کسی نمیدونه توی باطن اون کلاغ چی میگذره، همه ظاهر رو میبینن، همه از روی ظاهر قضاوت میکنن اما شاید درون کلاغ مهربونی و عشقی باشه که توی زیباترین پرنده ها هم دیده نشه. چقدر کلاغ رو مثل خودم میدونم.

****************

آهای کلاغ میگن مخبر خوبی هستی، میگن خوب خبرا رو پخش میکنی، میشه ازش برام بگی، میشه بگی چیکار میکنه و در چه حالیه؟ میشه بگی حالش خوبه و زندگیش بر وفق مرادشه یا نه؟ میشه بگی به آرزوهاش رسیده یا نه؟ میشه بگی غیر از من کسی دستش رو گرفته یا نه؟ آهای کلاغ، این خبرا شاید برای تو چند تا خبر ساده باشه اما برای من مثل زندگیه. وقتی بدونم زندگیش خوبه، وقتی بدون حالش خوبه، وقتی بدونم شدیداً درگیر هدفاشه، به سمت خوشبختی حرکت میکنه و دستای کسی تو دستاشه که خوشبختش میکنه، انگار خدا یه زندگی دوباره به من داده.

****************

همه از کلاغ بدشون میاد، همه کلاغ رو پس میزنن، هیچکس دوست نداره یک کلاغ پرنده ای باشه که روی خونه اش پرواز میکنه اما کسی نمیدونه که همین کلاغ جزو باهوش ترین پرنده هاست، اما کسی نمیدونه که این کلاغ جزو با ذکاوت ترین پرنده هاست. کاش از روی ظاهر قضاوت نکنیم، ما آدما فقط در مورد همین کلاغ نیست که ظاهر بینیم، توی زندگیمون چیزهای زیادی بوده که از روی ظاهر قضاوت کردیم.

جملات زیبا راجب کلاغ + عکس

کلاغ باش اما زندگی خودت رو داشته باش. آدما یه کلاغ رو ببینن سعی میکنن ازش دور بشن، سعی میکنن کنارش نباشن و تا میتونن ازش فاصله بگیرن اما این کلاغ هیچوقت خودش رو تغییر نمیده، هیچ وقت کاری که آدما دوست دارن رو انجام نمیده، همون پرنده سیاه و زشت از نظر آدما باقی میمونه اما زندگی خودش رو داره. چه خوبه که ما هم بعضی وقتا از این پرنده چیزهایی رو یاد بگیریم، چیزهایی مثل عزت نفس، مثل بها ندادن به نظر دیگران در مورد خودمون و چیزهایی مثل انجام دادن کارهایی که از نظر خودمون درسته و حالمون رو بهتر میکنه.

****************

به بعضی از آدما هم نباید چیزی گفت وگرنه داستان همون یک کلاغ چهل کلاغ میشه. یک کلاغ به یک کلاغ دیگه خبر میده، اون کلاغ روی خبر یه چیزی اضافه میکنه و به یک کلاغ دیگه خبر رو میرسونه، کلاغی که خبر رو گرفته هم باز یه چیز دیگه روی خبر اضافه میکنه و تحویل کلاغ های دیگه میده. خیلی از آدما هم مثال همین یک کلاغ چهل کلاغ هستن. خیلی ها وقتی راز دلت رو باهاشون در میون میذاری، باید منتظر باشی که جدای از رازت کلی شایعه از این و اون در مورد خودت بشنوی.

****************

بچه که بودم یه جوجه رنگی داشتم و خیلی دوستش داشتم، هر جا میرفتم با خود میبردمش، هر جا بودم اونم بود و هر دومون با هم بودیم و کلی من خوشحال بودم. یه روز وقتی حواسم نبود یک کلاغ اومد و جوجه رنگیم رو برد. جوجه رنگیم از من جدا شده بود و من چند روز افسرده و ناراحت بودم اما از این قضیه یه درس بزرگ گرفتم، درسی که تا همین الان با اون زندگی کردم و زندگی گذروندم. اون درس اینه که وابسته نشم، وجودم رو به وجود یک چیز گره نزنم، حتی اگه همه چیز جور باشه ممکنه آقا کلاغه سر برسه و کاسه و کوزه همه چیز رو به هم بریزه. داستان کلاغ و جوجه رنگی هنوز هم که هنوزه توی ذهنم مرور میشه و باعث میشه قلبم رو به یک چیز یا به یک کس گره نزنم.

متن در وصف کلاغ

دیدی توی بعضی از مزرعه ها باغبونا مترسک میزارن که کلاغا بترسن و دیگه سراغ باغشون نیان؟ احساس میکنم توی زندگی خودم هم باید از این مترسکا بذارم تا دیگه شکل و شمایل آدمایی که ازشون بدم میاد رو نبینم. بعضیا اگه وارد زندگیم بشن مثل کلاغا که یک مزرعه رو نابود میکنن تموم زندگیم رو از بین میبرن. پس بهتره که یک مترسک بسازم و از اومدنشون جلوگیری کنم تا مبادا بیان و زندگیم رو نابود کنن.

****************

کلاغ رو به دزد پرنده ها میشناسن، دزدی که اشیا باارزش رو از بقیه میدزده و به لونش میبره. خواستم بگم که توی زندگیمون آدمایی از جنس این کلاغا خیلی داریم، اونا یه روز توی زندگیت میان و باارزش ترین چیزهات مثل احساست، عشقت و حال خوبت رو ازت میدزدن و برای همیشه میبرن. یادت باشه همیشه مراقب چیزهای باارزشت باشی تا مبادا کلاغ صفت ها وارد زندگیت بشن و اونها رو ازت بدزدن.

****************

کلاغ پرنده ایه که وقتی شروع به خوندن میکنه همه از صداش متنفر میشن اما قناری پرنده ای هست که وقتی میخونه همه عاشق صداش میشن. خواستم بگم که ما آدما توی زندگیمون هم میتونیم کلاغ باشیم و هم قناری، این خودمون هستیم که انتخاب میکنیم چی باشیم. ما آدما از اول از جنس کلاغ یا از جنس قناری زاده نمیشیم، بزرگ میشیم و با رفتار ها و حرف هامون کم کم خودمون رو به کلاغ بودن یا قناری بودن سوق میدیم. یادمون باشه که هیچوقت در زندگی کاری نکنیم که ما رو به عنوان کلاغ بشناسن، کلاغ بد صدایی که وقتی شروع به صحبت کردن میکنه دوست داری گوش هات رو بگیری و دیگه صداش رو نشنوی.

متن ادبی و کوتاه درباره کلاغ

وقتی که دنیا از نظرت قشنگ باشه حتی صدای همون کلاغی که از نظر همه ناخوشایند و بد هست از نظرت قشنگه. کسی که زندگیش رو دوست داره، کسی که حالش خوبه، کسی که برای احساس خوبش ارزش قائله، در هر چیزی زیبایی های اون رو میبینه. اون شخص یاد گرفته که توی صدای همین کلاغ هم زیبایی هایی رو ببینه که شاید آدمای دیگه هیچوقت چشم هاشون به روی اون زیبایی ها باز نشه. یادمون باشه که فرصت زندگی کوتاهه، اونقدر خودمون رو غرق در دیدن ناخوشایندی های زندگیمون نکنیم که یادمون بره چیزهایی خوشایندی هم بوده که با اونها میتونستیم حالمون رو خوب کنیم.

****************

بعضی ها ذاتشون اینه که پیشت نمونن، بعضی ها ذاتشون اینه که ترکت کنن، بعضی ها ذاتشون اینه که تنها بذارن و برن و تو باید بهشون این اجازه رو بدی که برن وگرنه هوای رفتنشون همیشه حالت رو بد میکنه و هیچوقت نمیذاره از در کنارشون بودن لذت ببری. وقتی یک کلاغ رو میگیری و به خونت میاری، اون کلاغ هر لحظه میخواد بره، هر لحظه میخواد ترکت کنه، اون کلاغ حتی اگه زخمی بوده و تو خوبش کرده بودی اما با این حال بعد خوب شدنش میخواد بذاره و بره و هر کاری کنی نمیتونی دل اون رو به خودت گرم کنی پس باید بذاری بره. خیلی ها حکم کلاغ رو دارن، حتی اگه به دادشون رسیدی و نجاتشون دادی با این حال اونا بعد اینکه حالشون خوب شد میذارن و میرن.

****************

هم کلاغ یه پرنده هست و هم عقاب اما کلاغ غذای حیوونای دیگه رو میدزده و میبره تا بخوره، به هر چیزی تن میده و هر چیزی رو میخوره ولی این عقابه که همیشه سعی میکنه خودش شکار کنه و هر چیزی رو هم نخوره. یادت باشه تو توی زندگیت میتونی هم نقش کلاغ و هم نقش عقاب رو بازی کنی! این خودت هستی که تصمیم میگیری عقاب زندگیت باشی یا نه کلاغی که به هر چیزی تن میده و به هر جوری میخواد زندگی بگذرونه.

متن و عکس نوشته درباره کلاغ

باغبون مترسک رو میذاره تا کلاغ نیاد اطراف مزرعه اش اما از این خبر نداره که شاید کلاغ عاشق مترسک بشه. بعضی وقتا عاشق یه آدمایی میشی که حق تو نیستن، سهم تو نیستن، تو باید از اونا بترسی، تو باید از اونا فاصله بگیری و اطرافشون نباشی اما دله، کاریش که نمیشه کرد. دل که عاشق بشه شده و نمیشه جلوش رو گرفت. تو هزار بار بیا و به اون بگو حق تو نیست، هزار بار بیا و بگو باید از اون فاصله بگیری، دله، حالیش نمیشه که، فقط عشقش رو میبینه. شاید باغبونا هم نمیدونن که شاید کلاغ عاشق مترسک بشه، آره غیر طبیعیه اما دله، کاریش که نمیشه کرد.

****************

آدما سمت طاووس میرن اما از دل طاووس خبر ندارن. نمیدونن که توی دل اون چی میگذره، شاید زیر همه این زیبایی ها یه باطن بد باشه، یه باطن شرور که فقط بدی رو برای این و اون میخواد. اما این آدما سمت کلاغ نمیرن چون کلاغ زیبایی نداره ولی شاید زیر تموم زشتی های ظاهری کلاغ، یه زیبایی خاص نهفته باشه، یه زیبایی ناب که در هیچ جایی نمیتونی به مانند اون رو پیدا کنی. یادت باشه آدمای زندگیت رو مثال طاووس و کلاغ انتخاب نکنی، شاید خیلی ها زیبایی ظاهری داشته باشن اما از زیبایی باطن شون کسی خبر نداره.

****************

کلاغ اگر زمستان هم بشود باز هم شاخه های خشک درخت را رها نخواهد کرد و باز هم خواهد ماند. دلم می خواهد کلاغ زندگی ام را بیابم، من نه طاووس میخواهم و نه هیچ چیزی، من همان کلاغی را میخواهم که حتی اگر فصل زمستان زندگی ام باشد، اون مرا رها نخواهد کرد و تنهایم نخواهد گذاشت. کلاغ گرچه زیبایی ندارد اما رسم وفایش از رسم وفای بسیاری از پرندگان پیشی می گیرد.

متن درباره کلاغ + عکس پروفایل کلاغ

کلاغ است دیگر، به او می گویند زشت، به او میگویند کریه، به او می گویند بد صدا اما هیچوقت دیگران را از صدایش، از بودنش و از چهره زشتش محروم نمیکند. هر روز می آید، هر روز صدایش را می شنوند و هرروز او را میبینند. هر چند او را بد می خوانند، هر چند او را زشت می دانند اما او می داند که باید باشد، او می داند که اگر یک روز نباشد کوچه های سوت و کور حال این مردم را خراب میکند. اما شاید کلاغ از یک چیز بی خبر است، اینکه اگر زیاد باشد زیادی میشود، اینکه اگر زیاد در دسترس باشد او را مزاحم خواهند خواند.

****************

بی دفاع شده ام، به مانند همان کلاغی که آشیانه اش را در زیر باران گم کرده و حالا بالهایش خیس شده اند. او توان حرکت ندارد، او نمی تواند بپرد، او حتی نمی داند که کجا باید برود، آشیانه اش کجاست و مقصدش کدام جهت است، او محکوم به خیس شدن در زیر این باران است. حالا من هم به مانند همان کلاغ شده ام، بی دفاعم و نمی دانم کجا باید بروم، سر جایم مانده ام و محکومم به اینکه تا آخر عمرم به همین گونه زندگی بگذرانم.

****************

کلاغ که از پیش باغبون بره چند تا گردو به نفع باغبونه. این داستان خیلی هاست. ما رو ترک میکنن، ازمون فاصله میگیرن و حس میکنن که با نبودنشون حالمون بد میشه، جای خالیشون رو احساس میکنیم و هر لحظه میخوایم برگردن اما نمیدونن که ما از رفتن اونها خوشحالیم. داستان زندگی ما و اونها داستان باغبون و کلاغیه که باغبون هر کاری میکنه تا کلاغ رو از خودش دور کنه.

****************

به آدما وابسته نباش، وفای خیلی از آدما مثل جفت گیری کلاغه، تا حالا کسی جفت گیری کلاغ رو ندیده و به همین شکل تا به حال کسی هم وفای اون آدما رو ندیده. بهشون وابسته نشو، وجودت رو به وجودشون گره نزن وگرنه چنان در حقت بی وفایی میکنن که ضربه ای که خوردی تا مدت ها جاش میمونه و وجودت رو آزار میده.

گلچین جملات کوتاه و زیبا برای کلاغ

آخر همه داستانا میگن قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونش نرسید. داستان زندگی من و اون هم مثل داستان همین کلاغ و خونشه، هر چقدر کلاغ بال بزنه، هر چقدر در تکاپو باشه، هر چقدر تلاش کنه و هر چقدر خودش رو به زمین و آسمون بزنه در نهایت هیچوقت به خونه اش نمیرسه. حالا اون نقش خونه رو داره و من هم نقش کلاغی که خودم رو به زمین و آسمون میزنم اما نمیدونم که آخرش همونطور که کلاغه به خونش نمیرسه، من هم به اون نخواهم رسید.

****************

داستان الان زندگی من شده آخر داستانایی که برای بچه ها تعریف میکنن، یعنی همون قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید. اون کلاغه منم و خونه هم چیزهایی هست که میخوام. هر چقدر هم که تلاش کنم در نهایت به اون چیزایی که میخوام نمیرسم.


مطالب پیشنهادی :

جملات زیبا درباره گنجشک

متن زیبا در مورد آسمان ابری

متن زیبا درباره باران | جملات کوتاه درباره باران


منبع : www.toptoop.ir
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید